
فلسفه زیبایی در یونان باستان
به نقل از: /Home page: https://ijar.ut.ac.ir/
افلاطون در بیشتر آثار خود از زبان سقراط درباره «زیبایی» سخن میگوید و در سه اثر به مفهوم زیبایی میپردازد. نخست «هیپیاس بزرگ» که در جستجوی حقیقت و ذات زیبایی است. در این رساله میان سقراط و هیپیاس مناظرهای درمیگیرد. سقراط زیبایی را تعریف میکند و از نظر هیپیاس بزرگ، زیبایی، حقیقت و ذات زندگی است و غیر از چیزهای زیبا و سودمند، چیز دیگری را شامل نمیشود؛ زیرا زیبایی و سودمندی با هم فرق اساسی دارند. افلاطون در رساله «مهمانی»، موضوع عشق و زیبایی را مطرح میکند و در نهایت در سومین رساله «فایدروس»، به حقیقت و زیبایی میپردازد و در این رساله پرسش اصلی این است که زیبایی چیست؟
در دو رساله «مهمانی» و «فایدروس»، افلاطون بیشتر درباره مفهوم زیبایی کندوکاو میکند، در حالی که زیبایی در رساله «مهمانی» از ابتدای مکالمه حضور دارد و وجه تسمیه مهمانی نیز همین علت است. در این رساله، آگاتون از تراژدینویسان بزرگ یونان، برای پیروزی خود در مسابقات نمایشی، مهمانی باشکوهی برپا میکند و سقراط نیز به این مهمانی دعوت میشود. در راه رفتن به مهمانی، آپولودور میبیند که سقراط برخلاف همیشه تمیز و مرتب است و کفش به پا دارد. با تعجب میپرسد: «به کجا چنین زیبا میروی؟» سقراط پاسخ میدهد: «برای شام به خانه آگاتون دعوت شدهام و باید زیبا نزد زیبا رفت.»افلاطون معتقد است که در این جمله، عشق، زیبایی و فلسفه با هم رابطه دارند؛ زیرا فیلسوف همواره در پی جستجوی زیبایی و عشق است و فلسفیدن و عشق ورزیدن یکی هستند. هدف فیلسوف، جستجوی زیبایی است و بر همین اساس، مفهوم «وجود» نیز با زیبایی یکی است؛ زیرا زیبایی همان خیر برتر یا وجود مطلق است. پس زیبایی با خوبی پیوند دارد؛ زیرا انسانها خوبی را دوست دارند و میخواهند که خوبی همیشه از آنِ خودشان باشد و بدین ترتیب، فلسفه در پی زیبایی است.
همچنین در نوشتههای افلاطون آمده است که هنر در تاریخ زیباییشناسی مقام و موقعیتی بنیادی دارد و بر همین اساس، افلاطون به عنوان نخستین کسی که به بحث فلسفه هنر با مابعدالطبیعه و اخلاق پرداخته، شناخته میشود. وی جایگاه مستقلی برای آنچه ما امروز «هنر» مینامیم، قائل نبود و معتقد بود که نظمی مابعدالطبیعی و اخلاقی بر جهان حاکم است که فیلسوف آن را از راه تفکر عقلانی کشف میکند و هنر تنها زمانی ارزش حقیقی مییابد که این نظم را به نمایش بگذارد یا به ما کمک کند تا در جریان آن قرار گیریم.افلاطون اصول زیبایی هنر را به روشنی در کتاب «جمهور» خود آورده و به بررسی موقعیت هنر در تعلیم و تربیت پرداخته است. از نظر آیریس مرداک، افلاطون هنر را از زیبایی متمایز میکند؛ زیرا تصور میکند که زیبایی جنبهای جدی و مهم است که هنر نباید آن را خوار و خفیف سازد. مفهوم زیبایی که افلاطون در ذهن دارد، قطعاً با مفهوم هنر در زیباییشناسی جدید متفاوت است. امروزه برخی از محققان واژه «کالون» (kalon) افلاطون را به «زیبایی» ترجمه میکنند، البته تعابیر دیگری از این واژه همچون «لطیف»، «نیکو» (fine) نیز برداشت شده است؛ اما تعاریف و مثالها در رساله «هیپیاس بزرگ» افلاطون کاربرد وسیع واژه کالون را نشان میدهد و به نظر میرسد که تعریف اصلی آن، لذت زیباییشناختی است. افلاطون در «هیپیاس بزرگ»، زیبایی را به مفید و متناسب بودن تعریف میکند